معنی (ک.) تراش، خراش، زدودگی، خراشیدگی, معنی (کپ) تراش، خراش، زدودگی، خراشیدگی, معنی (l,) تcاa، ocاa، xbmb;d، ocاadb;d, معنی اصطلاح (ک.) تراش، خراش، زدودگی، خراشیدگی, معادل (ک.) تراش، خراش، زدودگی، خراشیدگی, (ک.) تراش، خراش، زدودگی، خراشیدگی چی میشه؟, (ک.) تراش، خراش، زدودگی، خراشیدگی یعنی چی؟, (ک.) تراش، خراش، زدودگی، خراشیدگی synonym, (ک.) تراش، خراش، زدودگی، خراشیدگی definition,